مرتضى راوندى
633
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
علماى دين عهد ساسانيان گرفته تا دانشمندان فقه اللغهء معاصر ما ، گاثاها را به ميل خود ترجمه مىكند . بارتولومه ، كه يكى از بزرگترين دانشمندان غربى آشنا به فقه اللغهء ايرانى مىباشد ، چنين مىنويسد : « بدون اغراق ، مىتوان گفت كه گاثاها دشوارترين بخش فقه اللغهء هندو و اروپايى را تشكيل مىدهد . » بدينسبب ، مىكوشيم دربارهء گاثاها با احتياط سخن گوييم . تعليمات مثبت دين زرتشت بيشتر در فصل سىام منقول است و عبارت است از اينكه جهان ميدان مبارزهء دو نيروى متساوى است : يكى نيكى كه آفريننده و رهبر آن اهورامزد است ، و ديگرى بدى كه آفرينندهء آن روح خبيث است . وظيفهء آدمى است كه به روح نيك در مبارزهء وى با روح خبيث يارى كند تا براحتى از پل چينود بگذرد . تعاليم زرتشت نيز ، مانند ديگر معتقدات ، با اينكه تا حدى آرزوهاى مردم را منعكس مىكرد ، ( و نيز ضامن موفقيت آن هم همين بود ) ماهوا ضد پيشرفت بشمار مىرفت . دين مزبور فقط مزديسنايى مؤمن و زرتشتى را بهدين مىداند . زرتشتيگرى كينه و نفرت نسبت به اقوام غير آريايى را به پيروان خود تلقين مىكند . بيگانگان از نظرگاه اين كيش « غيرآريايى » ، « دوپاها » ، « آدمهاى حشرهصفت » ناميده مىشوند كه اهورامزدا از نابود كردن آنان خشنود مىشود . علت عقبمانده بودن تعليمات مزبور ، بيشتر از آن جهت است كه بجاى مبارزهء واقعى بخاطر بهبود وضع مردم ، پيروان خود را به عدالت و اخلاق تشريفاتى و ظاهرى دعوت مىكند . و اين خود ، سرانجام ، به استوارى نظامات موجود و كندى فعاليت اجتماعى مردم منجر مىگرديده است . با اين حال ، تعليمات زرتشت ممكن است در آغاز ، تا حدى تمايلات عامهء مردم را منعكس مىنموده است . « 1 » به عقيدهء بعضى ديگر از صاحبنظران ، تعاليم زرتشت يك عامل ترقى و پيشرفت براى مردم آن دوران بوده و مردم را به زندگى دهقانى و شهرنشينى و محبت به حيوانات اهلى و گوسفند و سگ و گاو ، و احترام به آب و درخت و زراعت دعوت مىكرده است . احترام به سگ براى پاسبانى گله ، و احترام به گاو براى زراعت ، صرفا براى رفع احتياج و بهبود زندگى مادى است . در مذهب زرتشت و آيين مزديسنا ، بر خلاف اديان سامى ( مخصوصا دين مسيح ) ، به زندگى مجلل و مرفه توجه زياد شده است . در اوستا ، مكرر و به عبارات مختلف ، مردم به كارهاى زراعتى ترغيب شدهاند : « كسى كه تخم زراعت مىپاشد ، آشويى مىكارد و در ترويج آيين مردم مىكوشد . پاداش چنين كسى با صد دعا و عبادت يكسان ، و از هزار بار « مراسم مذهبى و صد هزار قربانى نيكوتر خواهد بود . » « 2 » در آيين مزديسنا آنكس كه در پرتو كار و كوشش خود مايهء خوشى و آسايش ديگران را فراهم آورد ، خود نيز از كار و كوشش ديگران بهرهمند گشته ، در خوشى و آسايش خواهد بود . « نظر به همين اصول است كه غالبا در كتب دانشمندان و مستشرقين مىخوانيم كه
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ماد ، پيشين . ص 477 - 460 ( به تناوب و اختصار ) . ( 2 ) . ونديداد ، فرگرد 3 ، فقرهء 31 .